|
عارفانه,عاشقانه تا بی نهایت
|

فردا تولد امین هست
امین گلم دوستت دارم به خاطر تمام لحظه هایی که
کنارم بودی ازت ممنونم
دوستت دارم تولدت مبارک
جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست
جشن توشروع زیبای تموم شادی هاست
تولدت مبارک...تولدت مبارک
تولدت مبارک...تولدت مبارک
امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره
از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره
امشب خونمون پر از طنین دلنوازه
این خونه پر از نوای دلنشین سازه
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک.تولدت مبارک
اینو گذاشتم واسه بهترین دوستم که هیچوقت به حرفم اهمیت نمیده که دوستش دارم

دریچه ها
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هرروز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آیته ی بهشت...اما...آه
بیش از شب و روز تیرو دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته
زیرا یکی از دریچه ها بسته
نه مهر فسون کرد نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد
که هرچه کرد او کرد...!!!!
عاشقت بودم... یادت هست...؟
گفتم که دوستت دارم...گفتی
که کوچکی برای دوست داشتن...
رفتم تا بزرگ شوم
اما آنقدربزرگ شدم که
یادم رفت
عاشقت هستم....
لشکر کشیدند
کشتی تکان خورد
آن آشنا را همراه خود برد
با کشتی آن روز قصد سفر داشت
از روی عرشه دستی تکان داد
آهسته کردم در سینه فریاد
چون سار پر زد از خانه ی ما
دیگر شدم من تنهای تنها
مانند خورشید در عصر دریا
آرام می رفت تا دورترها
اشک از دوچشمم افتادبر آب
پایان پذیرفت
یک قصه یک خواب...
روی یک برگ سفید
من نوشتم قطره تو نوشتی دریا
من نوشتم من وتو تو نوشتی نه ما
یادت هست؟؟؟؟؟
چه ساده و صمیمانه من و تو ما شده بود؟!
کاش آن روز هرگز نمی آمد که روی یک برگ سفید
من نوشتم دریا تو نوشتی قطره
قصدم این بود که ما بنویسم تو نوشتی من و تو!
چه کسی باور داشت
فاصله بین من و تو قد یه دریا شده بود![]()
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم تمام لحظه هاراگریه کردیم
ما در صدای بی صدای گریه بودیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم...![]()
وهر سازی
که میبینم بد آهنگ است...
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی بازگشت بگذاریم...
ببینیم آسمان هر کجا
آیا همین رنگ است؟!...